تار سبیل هایى که قولنامه بودند

تار سبیل هایى که قولنامه بودند

مــردان قدیم، این اســطوره های جوانمــردی را با تمام ویژگی هایشــان تصــور کنید:

images (5)کلاه شــاپو بر ســر، موهای فرفری، صورت تراشــیده، صدای کلفت، ســبیل پرپشــت و ســیاه،
دســتمال یزدی به دســت، نگاه ها به زمین (وقتی خانم ها رد می شــدند)، پاشــنه کفش ها خوابیده و سرانجام امیــن محل. این اواخــر هم که مســعود کیمیایی قیصر را ساخت چند نوچه و چاقوی ضامن دار در جیب و چه و چه (که نمی توان گفت!) کنار این اســطوره ها قرار گرفتند. حکایت «مرد و قولش» در ادبیات و تاریخ و سینما و خلاصه فرهنگ ایران جایگاهی رفیع دارد.

از پوریــای ولــی بگیــر تــا داش آکل، از رگه هــای جوانمــردی در ورزش کشــتی گرفته تا قیصر و گوزن ها و مادر و هزاردســتان و سرانجام در گلستان سعدی و مثنوی معنوی مولانا و رودکی و بخصوص فردوســی بزرگ همه یــک پای مردانگــی را ثبات قدم بر حرف و قول دانســته و چــه حکایت هــای شــیرینی از پایمردی بــه قول وضع نکــرده ا ند. اکنــون و در این روزهای کمیاب شــدن قول و اخــلاق، اگر ســری به بازار تهران بزنیــد، هنوز هم گاه انســان هایی خاص را می بینید که مرام و مسلک شــان با امروزی هــا خیلی تفاوت دارد.

آنان که هنوز به قاعده یک تار ســبیل به قولشان پایبندند. روزهایی را یاد می کنند که یک تاجر و تار ســبیل تاجر دیگری را به جای ده ها قولنامه و وثیقــه و کرورها تومــان و طلا می پذیرفت، ضمانتی که میلیاردها تومان امروزی می ارزید. روزهایی که اگر ســر می رفت، قولی که با آن تار سبیل داده شده بود، نمی رفت؛ اما صدافسوس که این روزها از آن اســطوره های مردانگی فقط پزدادن با سروشــکل و لباســش باقــی مانده و از آن تــار ســبیل فقــط حکایت های دست نیافتنی اش. با این که این روزها قولنامه و مبایعه نامه و سند ششدانگ منگولــه دار و وکالت بلاعزل و خیلی کاغذهای دیگر به ظاهر کار را محکم کرده، اما باز جای آن تار سبیل را هیچ چیز نگرفته است.

می دانیــد کــه می دانیم چرا؛

چــون آن وفا به عهد و قولی که پشــت آن تار ســبیل وجود داشــت، تعهدی را بــر شــانه های مردانگی می گذاشــت که بار آن از هر باری در این جهان ســنگین تر بود. نمی توان منکر شد که روزها هم آن اخلاق ها گم شــده اســت. کم شــده، اما گم نشده است. پس چه خوب است که نگاهی به گذشته آن مردان و آن تار سبیل بیندازیم و تلاش کنیم آن ارزش های زنگار گرفتــه را دوباره در این روزهای دشــوار کم اخلاقی زنده و درخشــان کنیم. باور داشته باشیم که این کار از هر حسنه و کار نکویی، نکویی تر و دینی تر است… .

برگرفته از روزنامه جام جم (شماره: ۲۳۰۰۴۳۲۶)

sigram-icon

برای پیوستن به کانال ما در تلگرام لطفا کلیک کنید 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *