قولی که قولنامه میشود…

قولی که قولنامه میشود

 

بیشتر معاملات تجارى و ملکى درحالى از طریق قولنامه انجام مى شود که شاید بیشتر مردم اطلاع دقیقى از کارکردها و قوانین مرتبط با آن ندارند

 

 در زندگــی زیاد قول می دهیم، حالا به آن عمل می کنیم یا خیر بحث دیگری اســت! اما موضوع واقعا این است که ما بــا قرارهایمان زندگی می کنیــم. حال اگر این قول به حیطه اقتصــاد و زندگی مالــی ـ پولی ـ درآمدی مــان بیاید، دیگر ضوابط کاملا متفاوت خودش را پیدا می کند. دیگر این قول جنس اش با قول های دیگر فرق می کند. اصلا بازی دیگری می شــود. یک بازی متفاوت و گاه خطرناک که شاید همه ما بارهــا در چارچوب قواعد آن قرار گرفته ایــم. داور این بازی هــم قوانیــن بیرحم و یک کلام اقتصاد اســت؛ قواعدی که از دل طبیعت معامله گر انســان جوشــیده و کاملا براساس منافع و منطق کسب سود بیشتر عمل می کند. بدیهی است بازی بزرگ قول در اقتصاد معامله را شکل می دهد. معامله از زمان خودشناســی بشر که به صورت پایاپای بوده تا به امروز فرق زیادی نکرده اســت.

images (3) images (4) شــاید به برخی جهات پیچیده تر و مدرن تر شده باشد و مثلا ورود علم حقوق ضوابط آن را تغییر داده باشد، اما سرانجام باز هم معامله اقتصادی در همه جای دنیا کم و بیش ماهیت اولیه خود را حفظ کرده و البته فقط به تناسب فرهنگ ها و تاریخ ها ابزار عرفی آن تفاوت دارد.

قولنامه در اقتصاد ایران

بخواهیــم یــا نخواهیم قولنامــه اکنــون قدیمی ترین، بزرگ تریــن و رایج ترین ابزار معامله در ایران اســت. قولنامه همان گونه که از نامش پیداســت، قولی اســت که تبدیل به نامه می شــود؛ یعنی نوشــته می شــود که بعدا قابل استناد و عمل باشد. در یک تعریف ساده قولنامه در اقتصاد ایران برای معاملات عرفی مورد اســتفاده قرار می گیرد به این شکل که دو فرد برای نقل و انتقال تمام یا بخشی از یک دارایی قرارداد غیررســمی را بین یکدیگر و در حضور یک یا چند شاهد امضا می کنند و تلاش دارند به آن متعهد بمانند. با وجود آن که دفاتر اســناد رسمی به عنوان مرکز اعتبار بخشی به اسناد و سفت و ســخت کردن مالکیت از ســال ۱۳۰۸ یعنی از حدود ۸۵سال پیش در ایران تاســیس شــدند، اما هنــوز حاکمیت بلامنازع قولنامه در اقتصاد ایران ادامه دارد. جالب اســت در این حالت قولنامه و دفاتر اسناد رسمی که قاعدتا دو رقیب سنتی و مدرن هستند به نوعی با یکدیگر به سازش و توافق رسیده اند و نتیجه این شــده است که قولنامه با تغییر شکل پیش زمینه و مقدمه تهیه ســند رسمی باشد به طوری که حتی گاهی نقل و انتقال رســمی بدون آن امکان پذیر نیست. به این ترتیب قولنامه در جای جای جغرافیای ایران حضور دارد و هرجا شــکل خاص خود را می یابد. در روستاها که سنتی ترین شکل قولنامه همراه دیگر ضوابط مالکیت هنوز به قوت خود باقی است و در غیاب دفاتر اســناد رســمی قولنامه های شورای روستا تکلیف مثلا املاک یکپارچه و مشاع را روشن می کند، گرفته تا بنگاه های شــیک مســکن و خودروی پایتخت که شــکل پیشرفته تر قولنامه را مورد اســتفاده قرار می دهند. شکل پیشرفته ای که دارای شــماره ســریال و کد رهگیری و… اســت، اما در باطن همان قولنامه های سابق ماهیت آن را تشکیل می دهند. این در حالی است که شاید در کمتر کشور دنیا معاملات مختلف تابع چنین عرف خاصی باشد و صرفا دفاتر اسناد رسمی حرف اول و آخر را بزند، اما در ایران به عنوان تمدن بزرگ و قدیمی و ویژگی های شرقی اش شاید چنین پیچیدگی لازمه امور باشد و قولنامه نماد یک معامله ایرانی است.

قولنامه چیست و از چه زمانی بین خریدار و فروشنده رد و بدل شد؟

بــدون تردیــد برایمان پیش آمده قصد انجــام معامله یا کاری را داشته باشیم، ولی شرایط این کار هنوز برایمان مهیا نباشــد به عنوان مثال قصد خریــد اتومبیلی داریم و اتومبیل دلخواهمــان را نیــز یافته ایم، ولی هنوز کل مبلــغ آن را در اختیــار نداریم یا این که فروشــنده امکان تحویل اتومبیل را هنگام انجام معامله به خریدار ندارد و از ســوی دیگر هر دو طرف یعنی فروشــنده و خریدار نگران از دست رفتن شرایط معامله هســتند. اینجاســت که پای قولنامه به میان می آید و در واقــع عهــدی مبنی بر انجام معاملــه در تاریخ و مکانی مشخص مکتوب شده و طرفین یعنی خریدار و فروشنده پای آن را امضــا می کنند. این برگه همان قولنامه معروف اســت که گاهی هم قولش، قول نیســت. بیشــتر ما قولنامه را فقط هنگام خرید و فروش ملک یا اتومبیل می شناسیم؛ اما به یاد داشته باشیم این قول و قراری که مکتوب شده و نام قولنامه را به خود گرفته، کارکردهای دیگری به غیر از خرید و فروش ملــک و اتومبیل هم دارد؛ اما اگر بخواهیم زمان دقیقی برای ورود قولنامه به زندگی تجاری متصور شــویم، باید این گونه تصور کنیم از زمانی که جوامع بشری شکل گرفته اند و داد و ستدهای زیادی بین اقوام مختلف با یکدیگر صورت گرفت، قولنامه هــای مختلفی همراه ما بوده اســت و تاکنون نیز به حیات خود ادامه داده اند.

شــاید بتوان تاریخ تنظیم قولنامــه را که معمولا ده ماده مشــخص و اصلی دارد در قرن بیســتم قبل از میلاد و قانون حمورابی دانســت آن هم به دلیل این که از این زمان اســناد و اجاره نامه های خشــتی یا ســفالی بســیاری به دست آمده کــه گواهی بــر رواج نوشــتن و مکتوب کردن قــول و قرار بیــن خریدار و فروشــنده اســت. به عنوان مثــال در یکی از خشــت های ســفالی که نزدیک ســرپل ذهاب کرمانشــاه کشــف شده، قباله ای مربوط به زمینی زراعی به دست آمده، معمولا این گونه قباله ها در دو نســخه تهیه می شــدند؛ یکی روی زمین مورد معامله نصب می شــد و دیگری نزد صاحب زمین قرار می گرفت و هنگام معامله بعدی خشــت یا سفال مالک قبلی شکسته شده و سندی جدید برای مالک جدید آن تهیه می شد، اما در نمونه ای دیگر قراردادی مبنی بر تحویل ۲۵هزار قطعه خشــت اســت که در آن فروشنده متعهد شده مــورد معامله را در محل کارش و پس از مدتی مشــخص به خریدار تحویل دهد.

گرچــه از همان ابتــدای پیدایش قولنامــه امتیاز صدور قولنامه ها و ثبت آنها از ابتدا در اختیار دولت ها و افرادی خاص بوده اســت، اما از زمان تشــکیل جوامع بشری قولنامه را در زندگی تجاری انسان حتی به حرف نیز می توان جستجو کرد و با رشد و گسترش سطح سواد در جامعه بشر می توان رسمیت بیشــتری به آن داد تا جایی که برای اولین بار ناصرالدین شاه فرمان تشکیل اداره ای مبنی بر ثبت سناد داد و زمینه رسمیت بخشــیدن به قولنامه ها و اســناد بین مردم را در ایران فراهم کرد؛ بنابراین شاید بتوان زمان رسمی شدن قولنامه به جای تار سبیل و خشت و سفال را در ایران همین دوره دانست.

قولنامه یا مبایعه نامه؛ مسأله این است؟

اگر از زمان ورود قولنامه به زندگی تجاری بگذریم شنیدن دو کلمــه در انجام معاملات یعنی قولنامه و مبایعه نامه باعث شــده ذهن بســیاری از ما به آنها مشغول شــود، کلماتی که بخصــوص در هنگام خرید و فــروش خودرو و املاک با آنها سرو کار داریم.

براســتی این دو ســند با یکدیگر چه تفاوتــی دارند؟ این پرسشــی است که پاســخ آن گرچه نیازمند دانستن مسائل حقوقی دقیق اســت و بســیاری از حقوقدانان معتقدند نباید صرفــا بــه معنی لغوی آنهــا توجه کرد، امــا در عرف جامعه شــاید بتوان پاسخی مناســب برایش بیابیم. همان طور که می دانیــد قولنامه حاصل ترکیب دو کلمه قول علاوه بر نامه اســت، بنابراین نوشته ای است غالبا عادی و حاکی از توافق برواقع ساختن عقدی بین طرفین است و گاهگاهی هم فقط قول مکتوب شــده ای بین دو نفر درباره انجام کاری در زمان و مدتی مشخص است.

امــا مبایعه نامه که ریشــه عربی آن باعث شــده این نوع ســند علاوه بر الزام انجام تعهد بین خریدار و فروشنده کمی هم محکمه پســندتر باشــد، دقیقا حاکــی از خرید یا فروش چیزی است که در آن باید قید شده باشد؛ بنابراین شاید بتوان تفاوت هایــی هم از نظر قانونی و هم عرف جامعه بین آنها در نظــر گرفت. گرچه قولنامه هم می تواند برای خرید و فروش کالا یا هر چیز دیگری که قابل معامله باشــد، تنظیم شــده و مورد اســتفاده قرار گیرد در صورتــی که بتوانیم کاملا طبق مــواد و تبصره هــای آن موضوع و مبلــغ و به طور کلی تمام اطلاعات معامله را در آن قید کنیم. پس نباید هرگز فراموش کنیــم قولنامه، کارکردی عمومی تــر از مبایعه نامه که صرفا در خرید و فروش ها از آن اســتفاده می شــود، داشــته و دارد. حــالا که تقریبا با کلمــات قولنامه و مبایعه نامه و البته وجهه قانونی آنها آشنا شدیم، بد نیست از انواع و اقسام آن نیز کمی بیشتر بدانیم. به طور کلی هر عهدی را که مکتوب شده باشد می توان در لفظ قولنامه دانست. خرید و فروش ملک، خودرو، زمین های کشاورزی، سهم آب نهر یا چاه، برداشت محصول، ازدواج، شراکت، وقفنامه یا حتی قراردادهای کاری را می توان در مقولــه قولنامه گنجاند. هرچند برخی از این قول و قرارها معمــولا بین افــراد و به صورت عادی تنظیم شــده و تنها با امضای یک یا دو شــاهد کار تمام می شــود؛ اما برخی دیگر مثل قولنامه خرید ملک یا خودرو بدون تردید باید به صورت رســمی و محضری تنظیم شــود. در غیر این صورت ممکن است در آینده و برای مراحل قانونی مالکیت مورد معامله دچار مشکل شویم. به طور کلی به یادداشته باشیم ملاک قانونی، تنظیم و ثبت اسناد در دفاتر اسناد رسمی است. پس اگر لازم است حتی قول و قرارهای معمولی را که به آنها نیاز داریم به صــورت قانونی و محضری ثبت کنیم تا قولمان قول بماند و هرگز دچار دردسر نشویم.

 

 ممکن است بگویید پس املاک و مستغلات قولنامه ای کجای کار اســت؟ برای یافتن پاســخ اگر از شــهرها کمی دورتــر برویــم و در جوامع روســتایی به دنبال یافتن پاســخ باشــیم، درمی یابیم به دلیل دسترسی نداشتن آسان به دفاتر اسناد رســمی و البته مراکز قانونی ثبت قولنامه، این شوراها و ریش ســپیدان محلات هســتند که با امضا و تائیدشان به قولنامه های معمولی رسمیت خواهند بخشید و ملاکی برای صدور احتمالی احکام قضایی در آینده می شوند.

چه کنیم قولمان، قول بماند

همه گیر شــدن اســتفاده از قولنامــه و مبایعه نامه ها در داد و ســتد های امــروزی شــاید دردســرهایی هــم برای دارندگان آنها ایجاد کرده باشــد، اما طبق نظر کارشناســان یعنی حقوقدانان می توان با اســتفاده از راهکارهای بســیار ســاده ای این مشــکلات را به حداقل رســاند و مانع از ارجاع قول و قرارهایمان به محکمه شد.

پس این نکات را بخوانید و به یاد داشته باشید:

۱ ـ قبــل از این که قول و قرار خودتان را برای خرید مورد معامله مکتوب و پایش را امضا کنید از ســلامت مورد معامله کاملا آگاه باشید.

۲ ـ مطمئن شــوید مورد معامله شــما در رهن بانک یا هر مرکز دیگری نباشد.

۳ ـ اگر از سوی مالک کالا وکیلی قولنامه را امضا خواهد کــرد از اعتبار وکالت نامــه او برای فروش مورد معامله کاملا آگاه شوید.

۴ ـ در مورد خرید اموالی که به ارث رســیده اســت، دقت کنیــد هنگام مکتوب کردن قول و قرارتان و امضای قولنامه باید امضای تمام وراث را داشــته باشید یا این که همه آنها به یکی دیگر از وراث یا نماینده قانونی خودشان برای معامله و فروش مورد معامله وکالت داده باشند.

۵ ـ یقین پیدا کنید فروشنده هیچ منعی برای انجام معامله ندارد و به قول معروف ممنوع المعامله نیست.

۶ ـ در معاملات با افراد مسن و پیر دقیق باشید و از سلامت روانی آنها کاملا مطمئن شوید.

۷ ـ از پرداخت کل مبلغ معامله قبل از دریافت و تصاحب مورد معامله جدا خودداری کنید.

۸ ـ اگــر مورد معامله ملک اســت، یقین حاصل کنید آن ملک دارای مستاجر نباشد یا اگر هست با مستاجر هماهنگ کنید و ببینید در جریان انجام این معامله بوده یا حق و حقوق قانونی خود را از مالک قبلی دریافت کرده یا خیر؛ البته شــرط تخلیه شــدن یا تخلیه بودن ملک را نیــز می توان در قولنامه گنجاند.

۹ ـ هر گونه پرداخت به مالک را مستند کنید و در صورت امــکان از طریق پرداخت با چک که در آن مورد پرداخت قید شده باشد، اقدام کنید.

۱۰ ـ در قولنامــه بــرای تحویل مورد معامله حتما زمان و مکان مشخصی را قید کنید. در مورد ملک زمان و دفترخانه ای را مشخص کنید.

۱۱ ـ در مــورد خریــد املاک دقت کنیــد که ملک مورد معامله شما مشکلی از بابت اداره ثبت نداشته باشد.

برگرفته از روزنامه جام جم (شماره: ۲۳۰۰۴۳۲۶)

sigram-icon

برای پیوستن به کانال ما در تلگرام لطفا کلیک کنید 

One Response

  • محمد
    مهر ۶, ۱۳۹۵

    مرسی از مطالب واقعا مفیدتون..

    محمد مهر ۶, ۱۳۹۵
    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *