تار سبیل هایى که قولنامه بودند

دســتمال یزدی به دســت، نگاه ها به زمین (وقتی خانم ها رد می شــدند)، پاشــنه کفش ها خوابیده و سرانجام امیــن محل. این اواخــر هم که مســعود کیمیایی قیصر را ساخت چند نوچه و چاقوی ضامن دار در جیب و چه و چه (که نمی توان گفت!) کنار این اســطوره ها قرار گرفتند. حکایت «مرد و قولش» در ادبیات و تاریخ و سینما و خلاصه فرهنگ ایران جایگاهی رفیع دارد.

ادامه مطلب و ...

از قولنامه تا سند رسمی

شاید هنوز هم باشند پیرمردهایی که قولنامه های عرفی برای تقســیم آب کشاورزی را به خاطر دارند، اما این احتمالا یکی از ســاده ترین مراوداتی اســت که می تــوان در تاریخ اقتصادی ایران یافت. یکی از اشکال جدی تر این قولنامه ها معاملاتی درباره مسکن یا زمین است که این نیز در بسیاری موارد به صورت عرفی و بنا به قولنامه های نگاشــته شــده، انجام تبادل بین طرفین معامله را به رشــته تحریر درآورده و به آن جنبه رســمی می داده اســت. جالب این که بر این نوع معامــلات عرفی، قوانین عرفی هم حاکــم بوده و به عنوان مثال درباره معاملات ملکی از نوع مســکونی، قولنامه برای دو مورد عرصه و اعیان و در مورد املاک تجاری برای ملک و ســرقفلی وجود داشته اســت.

ادامه مطلب و ...